محمد تقي جعفري
112
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بديهىترين مطلبى مىبينم كه فقط كافى است كه يك انسان از مقدارى حقائق قانونى هستى آگاه بوده باشد ، تا آن را بفهمد و بپذيرد . از اين جهت است كه اين جانب نيازى براى تفصيل دادن در استدلال براى اثبات اين مطلب نمىبينم . معهذا براى يادآورى مختصر ، نتيجهء طبيعى فراموش كردن يا انكار روز قيامت را متذكَّر مىشويم كه عبارتست از منتفى شدن هرگونه نيك و بد . بعنوان نمونه : انسانى كه فرضا صدها ميليون ، بلكه همهء اولاد آدم را در راه لذائذ و منافع و خودكامگىهاى خود به خاك و خون بكشد با كسى كه فرضا صدها ميليون ، بلكه همهء انسانها را از نظر معاش يا امور روحى و معنوى احياء كرده باشد هيچ فرقى ندارد ، بلكه بايد گفت : بر فرض نبودن معاد و حساب در آن روز ، شخص دوم بدبخت و خيالاتى و ناتوان و احمق بوده است كه شهوات و منافع و خودكامگىها و خودپرستىهاى خود را كنار گذاشته و به ديگران پرداخته است در صورتى كه شخص اول كه به انگيزگى لذّت و منفعت و خودكامگىها نسل بشر را از روى زمين برداشته است ، خوشبخت و انديشمند و خردمند و نيرومند مىباشد روى همين مسأله است كه امروزه كشورهاى نيرومند بجاى آنكه انواع نيروهاى خود را در راه سعادت مادّى و معنوى مردم جوامع خودشان و مردم ديگر جوامع انسانى كه در آتش فقر و جهل شعله مىكشند ، به كار بيندازند ، براى كشتار يكديگر و ديگر انسانهائى كه در اين دنيا با عرق جبين از سنگلاخ طبيعت موادّ معيشت خود را استخراج و مصرف مىنمايند و با خداى خود ارتباط برقرار ميكنند ، قيام نمودهاند . اينست نتيجهء كاملا طبيعى انكار و فراموشى روز حساب . شگفت آورتر از جريان فوق اينست كه ماكياولى منشان خودپرست چنان در دفاع از نيكىها و ارزشهاى عالى انسانى و پيروى از وجدان و ضرورت دورى از زشتىها و ضدّ ارزشها و وجدان كشيها رجزخوانى مىنمايند كه انسانهاى ساده لوح را مىفريبند و از اين راه صحنه را براى قربانى كردن همهء واقعيّات بعنوان وسائل در برابر اهدافى كه جز برخوردارى هر چه بيشتر از خودكامگىها نمىباشد ، آماده مىسازند بگذاريد انسانها را بگريانند تا نوبت گريستن آنان فرا رسد .